دوســـــــــتت دارم عشــــــــقم

این عشق می میرد! پایان می گیرد! از یاد میرود! عشقت می میمیرد!

 دگر از تو یادی نیست دگر از تو نائی نیست دگر از تو حرفی نیست دگر از تو بویی نسیت

 کاش می شد دوباره توی چشات بمیرم کاش می شدهمیشه عشقت بمونم

میرم ولی اما دلم را جا میزارم برای نگاه تو چقدر من بیقرارم

نگاه آخر تو اشکای چشمای تو دستای قشنگ تو همه میاد به یادم

اشکای چشمای تو گرمای دستای تو آخه نمیرند زیادم

حالا تنهای تنهام اما بی تو من میخونم آره بی تو  دیوونم اره بی تو دیوونم

حالا باید باسازم برات آهنگ بسازم برای با تو بودن باید از غم بسازم

این عشق می میرد پایان می گیرد از یاد می گیرد عشقت می میرید

 دگر از تو یادی نیست دگر از تو نائی نیست دگر از تو حرفی نیست دگر از تو بویی نسیت

 کاش می شد دوباره توی چشات بمیرم کاش می شدهمیشه عشقت بمونم

میرم ولی اما دلم را جا میزارم برای نگاه تو چقدر من بیقرارم

نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 19:20 توسط یه عاشق| |